ذبيح الله صفا
1196
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
گويد : « در بيان آنكه اين كتاب را نهادن سبب چه بود خاصّه بپارسى ، قال اللّه تعالى و ما ارسلنا من رسول الّا بلسان قومه ليبيّن لهم ؛ و قال النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، كلّموا النّاس على قدر عقولهم . بدانكه اگرچه در طريقت كتب مطوّل و مختصر بسيار ساختهاند و در آن بسى معانى و حقايق پرداخته ، و ليكن بيشتر بتازى است و پارسىزبانان را فايدهء زياده نيست . رباعى : با يارِ نَو ار غَمِ كهن بايد گفت * با او بزبانِ او سخن بايد گفت لاتَفْعَل و افْعَل نكند چندان سود * چون با عجمى كُن و مَكُن بايد گفت » « 1 » و بررويهم بايد گفت كه او علاوه بر مقام بلند عرفانى كه داشت نويسنده و گاه ( مخصوصا در رسالة الطير و در بسى از موارد مرصاد العباد ) منشى تمام عيارى است كه خوب از عهدهء ايراد كلام اديبانه و آميختن آن بزينتها و آرايشهاى منشيانه برمىآيد . 12 - عراقى دربارهء احوال و اشعار عراقى پيش ازين سخن گفتهايم « 2 » . وى در نثر فارسى آثارى دارد ، از آن جمله رسالهييست در ذكر اصطلاحاتى كه صوفيه در نظم و نثر به كار مىبردند و عراقى آن را به سه « مطلب » منقسم ساخته است . مطلب اول « در كلماتى كه اكثر آن مخصوص به محبوبست و بعضى از آن متعلق به محبّ » ؛ مطلب دوم « اسامى كه ميان عاشق و معشوق مشتركست و وارد و در اطلاق اسمى خصوصيت ندارد و ليكن از روى معانى گاه خصوصيت گيرد و گاه نه » ؛ مطلب سوم « در كلماتى چند كه مخصوص بعاشق و
--> ( 1 ) - مرصاد العباد ص 7 - 8 ( 2 ) - رجوع شود به همين كتاب و همين جلد ص 567 - 584